تبلیغات
دنیای سونیک - maria robotnik
 
دنیای سونیک
درباره وبلاگ


سلام و درود به علاقه مندان بازی سونیک
من دلارام هستم ، متولد 1375 ، از تهران

این وبلاگ 6 سال پیش ساخته شده . سال 1390 ...

من هیچ کدامیک از این مطالب را از سایت ها و وبلاگ های فارسی کپی نکرده ام . بلکه همه ی این مطالب از خودم و یا ترجمه شده از سایت های معتبر خارجی هستند .

بنابراین خواهشمندم مطالب بنده را هرگز کپی نکنید مگر با ذکر منبع .

سونیک همچنان از مشهورترین و پرطرفدارترین شخصیت موجود در دنیاست . به افتخارش ^_^

باتشکر

مدیر وبلاگ : دلارام
نویسندگان
یکشنبه 12 شهریور 1391 :: نویسنده : دلارام


ماریا روباتنیک که یک دختر زیبا و بسیار مهربان است ، نوه ی پروفسور جرالد روباتنیک و دختر عموی دکتر اگمن است . او همراه پدربزرگش در ایستگاه فضایی ( space station ) که خود جرالد آن را ساخته بود زندگی می کردند .

ماریا دچار بیماری N.I.D.S که یک بیماری نادر ، کشنده و ناعلاج ( شبیه به ایدز ) بود ، شده بود . جرالد نیز تلاش می کرد تا راهی برای درمان بیماری او پیدا کند . به همین خاطر با استفاده از خون و DNA ، شدو را ساخت . در حقیقت ماریا دلیل اصلی بوجود آمدن شدو بود . بلافاصله بعد از بوجود آمدن شدو ، شدو و ماریا با هم دوستان نزدیکی شدند و یکدیگر را مانند خواهر و برادر دوست داشتند .

اما پس از مدتی سربازان G.U.N به آنجا حمله کردند و کسانی که با آن پروژه در ارتباط بودند را کشتند و شدو را هم حبس کردند . ماریا ، شدو را آزاد کرد و شروع کردند به فرار کردن ...


           

       

ماریا ، شدو را درون غلاف گذاشت و گفت : (( شدو ، بهت التماس می کنم ... به آن ها یک شانسی بده . تا خوشحال باشند . ))  به انگلیسی : 

shadow ، i beg  you ... give them a chance ، to be happy

و در آخر هم گفت : (( sayonara ... shadow the hedgehog ))  و دستگیره را کشید و شدو به سمت زمین رها شد . و بعد در اثر تیر خوردن از سربازان G.U.N  مرد .  جرالد که از مرگ ماریا دیوانه شده بود حافظه ی شدو را تغییر داد و کاری کرد که قولش به ماریا را فراموش بکند . در حقیقت جرالد از شدو ، به عنوان وسیله ای برای انتقام گیری استفاده کرد . سال ها بعد که شدو و اگمن ، 7 زمرد را در eclipse cannon گذاشتند فیلمی از جرالد پخش شد که در آن گفت:  

" این اظهار نامه ی من از انتقام جویی از مردم است . در 27 دقیقه و 53 ثانیه کشتی با زمین برخورد خواهد کرد و همه ی شما در زمین با یکدیگر نابود خواهید شد . وقتی هفت زمرد در مکانشان قرار بگیرند ، نقشه های من برای انتقام شروع خواهد شد . این برنامه نمی تونه متوقف بشه . همه ی شما مردم احمق باید طعم بدبختی مرا به خوبی بچشید . "


                                                      


در کامپیوتر نیز فیلمی از جرالد پخش می شد که در آن می گفت : (( متوجه نمی شوم ... چرا این اتفاق افتاد ؟ ساختن شدو اشتباه بود ؟!  آنها می ترسند که نمی توانند این موجود زنده را کنترل کنند . آنها می گویند که ARK تعطیل شده ... که آن یک تصادف بوده . من اسم ماریا را در لیست کسانی که مردند یافتم . من همه چیز را دست داده ام . نمی تونم فکر کنم ... نمی تونم به هیچی جز انتقام فکر کنم . من پروژه ی شدو را کامل کرده ام . کنترل ذهنش هم تمام شده . نقشه های من با شدو پیروز و عملی خواهد شد ... . ))

سونیک و بقیه سعی کردند تا این نقشه را متوقف کنند . کریس هم سعی کرد تا شدو را متقائد کند که از این کار دست بکشد . ولی شدو گفت : (( من فقط می خوام آرزو ی ماریا را بر آورده کنم . )) 

 کریس گفت :(( ماریا امکان نداره از تو بخواد که انتقامشو بگیری . هیچ کسی آرزو نداره دست های کسی را که دوستش دارد را آلوده کند . ))

 شدو هم گفت :(( این جهان به هیچ کس احتیاج نداره که ازش محافظت کنه . ))

بعد شدو یاد ماریا افتاد و گفت : (( آنها ماریا را کشتند . او یک بیماری ای داشت که بهش اجازه نمی داد این مکان رو ترک کنه . )) شدو یاد حرف های ماریا افتاد که می گفت : من میخوام هرچه زود تر خوب بشم . بعد می توانم بروم زمین و شدو را هم با خودم بیاورم تا با مردم دوست بشه ...

شدو گفت : رویا های من توسط آن مردم شکسته شد ! آنها فقط از خودشان محافظت می کنند . بعد کریس گفت : (( حق با توئه ... آنها هنوز هم به دعوا کردن ادامه می دهند و خیلی از آنها بسیار خودبین هستند . شاید آنها خیلی احمق باشند ولی آنها هنوز زنده اند و زندگی می کنند . آنها فقط یک شانس می خواهند تا خوشحال زندگی کنند .  شدو ... آنها را از آینده شان محروم نکن ... لطفا به همه ی آن ها یک شانس بده . ))

سپس شدو با شنیدن حرف های کریس یاد ماریا افتاد که قبل از مرگش به او گفت : (( شدو بهت التماس می کنم ... به هر کسی که در زمین زندگی میکنه ، به آنها یک شانس بده و آنها خیلی خوشبخت زندگی خواهند کرد . سپس رویا های ما به واقعیت تبدیل خواهد شد . تو فقط به همین خاطر ساخته شدی . کسی که مراقب ما است و از ما محافظت می کنه فقط شدو است . ))

بعد از اینکه شدو حرف هایی که ماریا به او گفته بود را به یاد آورد ( همان حرف هایی که جرالد سعی کرد از ذهن شدو پاک کند ) و اشک ریخت گفت : همینه ماریا ... این همان چیزیه که واقعا  آرزویش را داشتی . به انگلیسی : that is it maria . that what you really wished for 


    

سپس شدو به سونیک کمک کرد و بیولیزارد را نابود کردند  .





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 8 فروردین 1395 04:51 ق.ظ
سلام!!!وبلاگ شما واقعا عالیه!!!!!راستی اگه کانال آپارات دارید ممنون میشم منو دنبال کنید !منم شما رو دنبال میکنم!یه در خواستی ازتون داشتم ,میشه کمیکی به اسم (Maria,s first Christmas) رو ترجمه کنید?با تشکر
دلارام : سلام . خیلی مچکرم .
بله حتما شما رو دنبال میکنم
اینم آپارات من :
http://www.aparat.com/shadowemerald/دنیای_سونیک
پنجشنبه 5 فروردین 1395 04:12 ب.ظ
دلم برای شدو می سوزه اون همه چیز رو باخت و تنها هستش واقعا حق داره که این قدر گوشه گیر باشه و احساسی نباشه یا اصلا لبخند نزنه
دلارام : آره واقعا ! بیچاره
جمعه 17 بهمن 1393 01:49 ق.ظ
سلام وبت عااااللییه من تو اپاراتم و ویدیو هاتو میبینم به وب منم سر بزن عاشق شدو ام
دلارام سلام. نظر لطفتونه.
چشم... حتما.
پنجشنبه 28 آذر 1392 02:15 ب.ظ
خیلی متن زیبا وخوبی یود من خودم عاشق شدوام
پنجشنبه 7 آذر 1392 01:25 ب.ظ
...
چهارشنبه 6 شهریور 1392 12:47 ق.ظ
Woe i love this story
دوشنبه 2 بهمن 1391 10:49 ب.ظ
خدایا چه زندگی وای ... ماریا مگه رباته ؟؟؟
دلارام خیر .
جمعه 29 دی 1391 06:12 ب.ظ
تف..تف.....تفل......تفلکی ماریااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا اه اه اه چراچرا........................
دوشنبه 27 آذر 1391 01:15 ب.ظ
خیلی متن جالبی بود من که خیلی خوشم آمد. لطفا از زمان همکاری سونیک و شدو که هر دو طلایی(سوپر)می شوند مطلب بنویس
دوشنبه 8 آبان 1391 04:38 ب.ظ
دوشنبه 8 آبان 1391 04:37 ب.ظ
یک سوال پرفسورشدو را ازdna ماریا ساخته بود؟
دلارام خیر .
یکشنبه 30 مهر 1391 06:00 ب.ظ
ماریا رو هم دوست دارم
سه شنبه 18 مهر 1391 06:56 ب.ظ
من عاشق ماریا و سیلورم البته ماریا رو خیلی بیشتر
مرسی از وبت
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
Emoticon

فال حافظ


انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس